اقتصاد شهری چیست؟و منابع کسب درامد شهرداری ها چیست؟

خدمات، نه تنها در داخل یک شهر، بلکه بین شهرها و مناطق شهری بررسی می شود. تمرکز فعالیتهای تولیدی در یک فضا باعث تغییرکارایی تولید، توزیع کالا و خدمات در آن فضا می شود. وظیفه اقتصاد دانان شهری این است که تعیین کنند: آیا تمرکز در یک فضا مفید و اقتصادی است یا خیر؟

همچنین بررسیهایی درباره بازار کار، سطح اشتغال، پایگاه اقتصادی زنان، سهم زنان در نیروی کار شهری، میزان در آمد در محله های شهری، نابرابری میزان درآمد گروههای شهری ونقش بخشهای صنعتی، خدماتی، فرهنگی و توریستی در اقتصاد شهری صورت می گیرد.

برای حل مسائل و مشکلات شهری، نظریه های اقتصاد خرد و کلان هر دو کاربرد دارند. مسائلی مانند در آمد، تورم، بیکاری، هزینههای دولتی، صادرات و واردات در سطح یک شهر یا مناطق شهر اقتصاد کلان را مورد بررسیو تحلیل قرار می دهد. در صورتی که مسائل واحدهای کوچک مانند کارخانه و خانوار درشهر از طریق اقتصاد خرد مورد بررسی قرار می گیرد. شناخت نظریه های اقتصاد خرد وکلان برای توضیح حقایق شهری پایه و اساس است، ولی دامنه استفاده از این نظریه ها برای توضیح حقایق شهری محدود است زیرا مسائل شهری زیادی در اقتصاد شهری وجود داردکه امکان بررسی آنها بدون در نظر گرفتن فضا و فاصله وجود ندارد، در صورتی که نظریه های اقتصاد خرد و کلان برای توضیح حقایق اقتصادی آنها را در نظر نمی گیرند. در ضمن اقتصاد کلان در بررسی مسائل چند جانبه ای مانند اشتغال، در آمد و تولید با محدودیت نظریه ای مواجه است.

در علم اقتصاد شهری سعی می شود برای توضیح مسائل شهری، ابزارهای اقتصادی به کار گرفته شود، نه اینکه شهر را در مطالعات اقتصادی وارد کنند. اقتصاد شهری بر خلاف علم اقتصاد مجرد، به کارگر به عنوان یکعامل تولید کننده نگاه نمی کند بلکه او را به عنوان یک مصرف کننده ، یک رای دهنده،فردی که موجب شلوغی، موجب آلودگی محیط می شود و بالاخره فردی که درگیر مسائل ومشکلات شهری است می نگرد. اقتصاد شهری هم مسائل بین شهری وهم مسائل درون شهری را موردبررسی قرار می دهد.

از دید اقتصاد شهری در تجزیه وتحلیل مسائل بین شهری ما علاقه مندیم که بدانیم علل پیدایش شهرچیست؟ چرا شهرها رشد و توسعه پیدا نمی کنند؟ چرا رشد شهری در دوره ای از تاریخسریع تر شده است؟ آیا رشد شهر نشینی در جوامعی از نظر اقتصادی وابسته اند مثل کشورهای پیشرفته اند؟ آیا رقابتی بین شهرها وجود دارد؟

از دید اقتصاد شهری در مورد مسائل درون شهر این سئوالات مورد توجه قرار می گیرد:

درباره زمین و استفاده از آن چگونه تصمیم گرفته می شود؟ آیا امکان بوجود آوردن یک سیستم حمل و نقل موثر و مفید در یک منطقه شهری وجود دارد؟ اثر تمرکز افراد در یک منطقه بر روی فقر و آلودگی محیط چیست؟ آیاحاشیه نشینی فقط مختص جوامع توسعه نیافته است؟

گرچه اقتصاد دانان شهری، جوابهای نهایی برایاکثر این سئوالات ندارند ولی شناخت و تجزیه و تحلیل این مسائل از نظر اقتصادی،اولین قدم مهمی است که باید برداشته شود.

در نگرش اقتصاد جدید شهری، شهر به صورت متوازن، یک هسته ای و بدون توجه به سیاست بخش عمومی و عملکردهای اقتصاد آزاد وقیمتها در مسئله ساختمان و بهای زمین( که همه از روند بازار رقابتی تبعیت می کنند)مطالعه می شوند.

توسعه شهر در گرو درآمدهای پایدار

پایتخت برای رشد و بالندگی، بیش از همیشه نیازمندتوسعه پایدار و رسیدن به یك شرایط متعادل از نظر پیشرفت است.

بی‌شك برای رسیدن به این مقصود، منابع پایدار شهری نقش تعیین‌كننده‌ای ایفا می‌كنند و شاید بتوان این عامل را مهم‌تر ازدیگر عوامل در توسعه شهر تهران ارزیابی كرد. البته این نكته را هم نباید فراموش كرد كه موفقیت شهری در تبیین حس مسئولیت شهروندی و انگیزش شهروندان برای مشاركت درامور، منوط به تحقق مواردی ازجمله اعتمادسازی وتحلیل هزینه و مشاركت است.

 اصولاً در اقتصاد شهری سالم، همه فعالان اقتصادی اعم از بنگاه‌های بخش عمومی، دولتی و خصوصی كه استفاده كننده امكانات شهری هستند،متناسب با بهره‌ای كه از خدمات و فضای شهر می‌برند، پرداختی متناسب با سهم خود نیز به شهر دارند كه از آن به عنوان «عوارض» یاد می‌شود.

 در سال‌های اخیربه دلیل فقدان منابع مالی مناسب و ضرورت خدمات‌رسانی، بخش عمده درآمد شهرداری از طریق فروش «تراكم» بوده است كه از زمره درآمدهای ناپایدار به شمار می‌آید، درحالی كه اگر مدیریت شهری بخواهد درچارچوب اصول توسعه پایدار حركت كند، باید متكی به درآمدهای پایدار باشد كه ازجمله مهم‌ترین آن عوارض نوسازی و عمران شهری است.

 خوشبختانه شهرداری تهران با درك درست این مهم تمام تلاش خود را در این زمینه انجام داده تا به سمت كسب درآمدهای پایدار به جای درآمدهای ناپایدار حركت كند. چنان كه هفته پیش مدیركل تشخیص و وصول درآمدشهرداری تهران اعلام كرد: درآمدهای پایدار شهرداری در سال گذشته 17 درصد بوده كهبر اساس برنامه‌ریزی‌ صورت گرفته امسال مقرر شده، 5 درصد به این درآمد اضافه شود،به طوری كه تاكنون درآمد پایدار شهرداری به بیش از 22 درصد رسیده است.

 سیاست جدید شهرداری تهران در حالی با جدیت دنبال می‌شود كه شهردار تهران، قویاً ازحضور مردم در تأمین منابع مورد نیاز برای اداره شهر حمایت كرده و لازمه سلامت بودجه در شهرداری را مطلع كردن مردم از مصرفب ودجه می‌داند و معتقد است شهروندان نباید بدون برنامه و به طور یكسان ازخدمات شهرداری برخوردار باشند، بلكه باید هر شهروندی به میزان خدماتی كه از شهرداری دریافت می‌كند، عوارض خود را به شهرداری بپردازد و به همان میزان هم منتظر دریافت خدمات باشد.

 با توجه به تمامی مسائل مذكور باید راه‌های درآمدی درجهت كاهش هزینه‌ها مورد توجه مدیریت شهری باشد تا تمام ابعاد درآمدی چه از منظر جایگاه قانونی، چه مكانیزم‌های دولتی و هم سهمی كه از دولت و وزارت كشوربه شهرداری پرداخت می‌شود و در نهایت مشاركت مردمی در قالب عوارض، آینده روشنی را برای شهرها رقم بزند.

یکی از مسائل مهم شهرداریها در سراسر جهانایجاد منابع کافی در آمد و تامین هزینه خدمات شهری است .

به طور کلی درآمد شهرداریها از دو منبع تامین می گردد :

منابع درآمد داخلی :

شامل دریافتی های مستقیم شهرداری از عوارض مستغلات ( اراضی و املاک ) و درآمد حاصل از عوارض غیر مستغلات است.

منابع درآمد خارجی :

 شامل درآمدهایی است که خارج از سازمانهای شهرداری دریافت می گردد. مانند عوارض آب ، برق، تلفن و نیازمندیهای شهری مشابه ،کارخانه و کمک های بلاعوض دولت.

ماده 29 آئین نامهمالی شهرداریها، درآمد شهرداریها را به طبقات ذیل تقسیم می کند :

  1- درآمدهای ناشی از عوارض عمومی ( درآمدهایمستمر )

 2- درآمدهای ناشی از عوارض اختصاصی

 3- بهای خدمات و درآمدهای موسسات انتفاعیشهرداری

 4- درآمدهای حاصل از وجوه اموال شهرداری

 5- کمک های اعطائی دولت و سازمانهای دولتی

    طبقه بندی درآمدهای شهرداری :

 1- سهمیه شهرداری از پرداخت وزارت کشور

 2- عوارض توأم با مالیات وصولی در محل

 3- عوارض بر ساختمانها و اراضی

 4- عوارض بر ارتباطات و حمل و نقل

 5- عوارض بر پروانه ها، کسب و فروش وتفریحات

 6- درآمد حاصل از فروش و در آمدهای وصولی درمقابل خدمات

 7- درآمد تأسیسات شهرداری و جرایم و تخلفات

 8- درآمد حاصل از وجوه و اموال شهرداری

 9- کمک بلاعوض و هدایا و وامها و استفاده ازموجودیهای نقدی و موجودیهای دوره های قبل

* مدل های اقتصاد شهری

اقتصاد شهری یكی از رشته های تخصصی اقتصاد است كه در آن اقتصاددانان سعی می كنند با استفاده از ابزارهای اقتصادی، مسائل و مشكلات یك منطقه شهری را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهند

دراقتصاد شهری سعی می شود مسأله تخصیص عوامل تولید و توزیع درآمد واقعی (كالا وخدمات) در داخل و بین مناطق شهری، به طور علمی، توضیح داده شود و یكی از رشته های تخصصی اقتصاد است كه با توجه به اهمیت آن، در این مقاله با تعریفی نسبتآً كامل از اقتصاد شهری به تبیین و توضیح نظریه های مطرح شده در این زمینه می پردازیم و درادامه نگاهی به عوامل مؤثر بر مدل های اقتصاد شهری در كشورهای در حال توسعه داریم.

اقتصادشهری یكی از رشته های تخصصی اقتصاد است كه در آن اقتصاددانان سعی می كنند بااستفاده از ابزارهای اقتصادی، مسائل و مشكلات یك منطقه شهری را مورد بررسی وارزیابی قرار دهند، قبل از پرداختن به ماهیت و محتوای اقتصاد شهری، ضروری است یادآور شویم تئوری های اقتصاد خرد و كلان هردو برای حل و فصل مسائل و مشكلات شهری مورد استفاده قرار می گیرند.

اقتصادكلان مسائلی مانند درآمد، تورم، بیكاری، هزینه های دولتی، صادرات و واردات را درسطح شهری توضیح می دهد. در صورتی كه اقتصاد خرد مسائل واحدهای كوچك مانند كارخانه ها، كارگاه ها و هزینه خانوارها را بررسی می كند. اما مسائل زیادی در اقتصاد شهریوجود دارد كه امكان بررسی آنها بدون در نظر گرفتن فضا (مكان) و فاصله وجود ندارد،در حالی كه تئوری های اقتصاد خرد و كلان برای توضیح حقایق اقتصادی، فاصله و فضا(مكان) را در نظر نمی گیرند. در ضمن، تئوری های چندانی در اقتصاد كلان وجود نداردكه بتواند مسائلی از قبیل اشتغال و درآمد و تولید را در اقتصاد بازی، مانند شهرمورد بررسی قرار دهند. بنابراین در اقتصاد شهری سعی می شود مسائل تخصیص عوامل تولید و توزیع درآمد واقعی (كالا و خدمات) در داخل و بین مناطق شهری، به طور علمی بررسی و توضیح داده شود.

دراقتصاد شهری باید بدانیم كالا و خدمات نه تنها در داخل یك شهر، بلكه بین شهرها چگونه تولید و توزیع می شوند، علل پیدایش شهر چیست، چرا شهرها رشد و توسعه مییابند، آیا رقابتی بین شهرها وجود دارد، درباره استفاده از زمین در شهر چگونه تصمیم گرفته می شود، ساخت و شكل شهر چگونه است، حاشیه نشینی و اثرات مثبت یا منفیآن در عدم تعادل اقتصاد شهری و بسیاری ازمشكلات شهری، در این نوع از اقتصاد مورد بررسی قرار می گیرد، در مجموع باید در نظرداشت كه در اقتصاد شهری به افراد به عنوان یك مصرف كننده، یك رأی دهنده در جامعه شهری، فردی كه موجب شلوغی و تراكم و آلودگی محیط می شود و بالاخره فردی كه درگیرمسائل و مشكلات شهری است نگریسته می شود. در قلمرو نگرش های اقتصاد شهری سه نظریه مطرح است كه در ادامه، این نظریه ها را به اختصار توضیح می دهیم:

۱- مكان یابی فعالیت كشاورزی یا فاصله تا بازار:

ایننظریه یامدل اقتصادی نخستین بار توسط یك اقتصاددان آلمانی به نام «وان تونن» مطرحشد كه براساس آن، محصولات مختلف كشاورزی از محل تولید تا بازار فروش به نسبت فاصلهارزش گذاری و قیمت یابی می شد. براساس این مدل محصولاتی كه با فاصله نزدیكتر بهبازار عرضه می شدند با احتساب هزینه حمل و نقل و نوع محصول، سود بیشتری را عاید كشاورزی می كردند. این مدل در اقتصاد روستایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

2 - مكان یابی صنایع:

دراین مدل بحث در مورد مكان یابی صنایع است كه با جنس خاك، ماهیت صنایع، واحدهای تولیدی، حمل و نقل و بازار فروش محصولات و نیز عامل انسانی (كارگر) و حجم سرمایه گذاری ها در ارتباط است. این مدل نخستین بار توسط اقتصاددان آلمانی به نام (آلفردوبر) پیشنهاد شد كه براساس آن محصولات صنایع و مكان استقرار صنایع با توجه به عوامل فوق محاسبه شده و به حداكثر سود می رسید كه فاصله تا بازار فروش و نیرویانسانی و هزینه های تولید در این مدل متعادل است و هر چقدر صنایع به معادن اولیه نزدیكتر و به راههای ارتباطی سریع دسترسی داشته باشد از سود بیشتری برخوردارخواهند شد.

 ۳ - مكان یابی خدمات و نظریه مكان مركزی:

ایننظریه نخستین بار پیش از سال ۱۹۴۰میلادی توسط اقتصاددان آلمانی (والتركریستالر) مطرح و سپس توسط اقتصاددان دیگری بهنام «آگوست لش» در سال ۱۹۴۰ در مورد شهرها و روستاهای پیرامون آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. این نظریه مبتنی بر این استكه اصولاً مصرف كنندگان كالا و خدمات سعی دارند كالاهای موردنیاز خود را از نزدیكترین مركز تولید و عرضه كالا به دست آورند و با این كار از هزینه های جابهجایی بكاهند و در واقع بهای كمتری برای هر كالا بپردازد.

دراقتصاد شهری امروز با تجمع تولیدات و مراكز فروش در شهرها و نیاز به جلب مشتری ونیز فاصله گیری شهرها از هم و توسعه چشمگیر دیگر شهرها با توجه به افزایش جمعیت وگسترش بی اندازه شهرها این نظریه یا مدل كاربردهای بسیاری داشته است.

ایجادفروشگاه های زنجیره ای و... كه در شهرها و روستاهای پیرامون، براساس این نظریه شكل گرفته است و عرضه كالا و خدمات را تحت پوشش قرار می دهند، اهمیت زیادی دارد.

*كاربرد مدل هایاقتصاد شهری

عوامل مؤثر بر كاربری مدل های اقتصاد شهری در كشورهای در حال توسعه شامل بازار رسمی وغیررسمی كار و اشتغال، حمل و نقل، نسبت عوامل تولید، انتخاب مكان سكونتی و نقشدولت است كه در ذیل به طور اجمال به بررسی این عوامل پرداخته می شود.

بازار رسمی و غیررسمیكار و اشتغال

رشدسریع جمعیت در شهرهایی كه دارای درآمد پایین و دوگانگی در تكنولوژی هستند،بازارهای دوگانه ایجاد می كند. مدل ها و روشهای موجود برای تحلیل توسعه شهر، بیشتربه بازار رسمی و متشكل نیروی كار نظر دارند. در این چارچوب (بازار رسمی) سفرهای كاری در شهر مهمترین عامل در مدل های اقتصاد شهری به شمار رفته و به عنوان مهمترین فعالیت حمل و نقل محسوب می شود. در شهرهای كشورهای در حال توسعه اهمیت این مسأله مورد سؤال است.

دلالی،واسطه گری، فروشندگی دوره گردی و بسیاری از مشاغل نامشخص كه درون شهرهای كشورهای در حال توسعه وجوددارند، نیازی به سفرهای منظم و مرتب و روزانه كاری ندارند. این مشاغل تاحد ۱۰ درصد از كل مشاغل شهر را تشكیل می دهند، بدین ترتیب كاربرد مدل هایی كه براساس سفر برای كار طرح وتهیه شده اند در این شهرها با مشكل مواجه شده و گاه بی معنا نخواهد بود.

بازارغیررسمی و غیرمتشكل كار همگن نبوده و گستره درآمدها در آن بسیار وسیع است. پیچیدگی مسأله وقتی افزایش می یابد كه در نظر بگیریم، بیشتر كاركنان بازار غیررسمی كار،دومین یا چندمین شاغل خانوار هستند. بدین ترتیب مدل هایی كه براساس مكان یا بی خانوار، با توجه به محل كار تدوین شده اند، در این مورد نیز كاربرد چندانی نخواهدداشت.

   حمل و نقل

هرچند گونه های حمل و نقل كمتر باشد استفاده از مدل های اقتصاد شهری ساده تر است. درشهرهای كشورهای در حال توسعه، پایین ترین گروه درآمدی اغلب پیاده سركار می روند.شاغلین با درآمد اندكی بیشتر از دوچرخه و موتوسیكلت استفاده می كنند، گروه عامیان درآمد از اتوبوس و مینی بوس و تاكسی و مسافركش های شخصی و گروه پردرآمد از اتومبیل شخصی بهره می گیرند.

وسایل دیگری نیز مانند مانند وانت و غیره برای حمل و نقل به كار می روند. از سویی، در كشورهای در حال توسعه، زمان سفرهای كاری به مراتب از زمان سفر در كشورهای توسعه یافته كمتر است، كه به معنای عدم تمركز فضایی اشتغال است. این نكته ای است كه دراغلب مدل های برنامه ریزی شهری درنظر گرفته نشده است و یا در نظر گرفتن آنها چنان مدل اقتصاد شهری را پیچیده می كند كه در عمل بی فایده می شود.

نسبت عوامل تولید

درشهرها، به طور معمول، ضریب سرمایه به زمین و سرمایه به كار بالاتر از سایر نقاط جمعیتی است. در شهرهای كشورهای در حال توسعه كه هم سرمایه كمیاب است هم زمین و هم نیروی كار ماهر، انتخاب ضریب مناسب برای عوامل تولید و استفاده از تكنیك های كاربر یا سرمایه بر كاملاً موردی است و نیاز به مدل هایی دارد كه با تمامی ویژگی های تابع تولید در آن منطقه سازگار باشد. از سویی دیگر كمبود سرمایه و سایر عواملتولید ایجاب می كند كه مدل توسعه نه تنها شهر، بلكه كشور ومنطقه را دربرگیرد تا بهترین تخصیص عوامل كمیاب را به كاربردهای گوناگون در محدوده های جغرافیایی گوناگون بیابد.

انتخاب مكان سكونتی

پایین بودن سطح درآمد در كشورهای در حال توسعه موجب می شود كه گستره انتخاب خانوارهای كمد رآمد محدود باشد. به سخن دیگر پایین بودن سطح درآمد آنچنان است كه اغلب خانوارها یكم درآمد، عملاً حق انتخابی بر مسكن خود و مكان آن در شهر ندارند.

   نقش دولت

با وجود آن كه در كشورهای در حال توسعه میزان دخالت دولت در توسعه شهری زیاد است، اما این دخالت، ساختن مدل های مناسب برای توسعه شهری را تسهیل نمی كند، زیرا در عمل قدرت اجرایی دولت و میزان هماهنگی بین دستگاه های مسئول بسیاركمتر از آن است كه برای تحقق هدف های طرح توسعه شهریمورد نیاز است. از سوی دیگر میزان اعمال قدرت دولت در اجرای برنامه های توسعه شهریو گروه های مختلف یكسان نیست. دولت بر چگونگی عملكرد بازارهای غیرمتشكل و غیررسمی (چه بازار مسكن، بازار كار، بازار خرده فروشی و تجارت غیررسمی) نظارت و قدرت اجرایی چندانی ندارد

فرم ارسال نظر