بخش دوم برنامه پیشنهادی نکا 1400

با نگاهی آسیب شناسانه مهمترین چالش ها،کاستی ها و نارسائیهای موجود در حوزه های مختلف مدیریت شهری تبیین میگردد.

 

تصمیم گیری و برنامه ریزی در حوزه شهری نیازمند شناختی جامع و کامل از نقاط قوـ ضعف، فرصت ها و تهدید های موجود شهر در زمینه های مختلف از جمله اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، زیرساختی و... است. که این شناخت جز از طریق بررسی دقیق و علمی شهر و عوامل شکل دهنده آن امکان پذیر نخواهد بود. چنین شناختی زمانی تکمیل می شود که عناصر اصلی تأثیر گذار در برنامه ریزی شهری در آن دخیل باشند، یعنی نظرات، خواسته ها و نیاز های تصمیم سازان و برنامه ریزان (مسئولین) از یک سو و مردم به عنوان شهروندان و بهره برداران از طرح های شهری در فرایند شناخت به طور دقیق مد نظر قرار داده شود.

 

این امر باعث می شود تا ضمن شناخت دقیق از شهر، طرح ها (بر خلاف شیوه قدیمی جامع نگر) به صورت مسئله محور با تشخیص مشکلات و کمبودهای اولویت دار شهر (از دیدگاه مسئولین، کارشناسان و مهمتر از همه مردم) با استفاده از فرصت ها و ظرفیت های موجود ضمانت اجرایی بیشتری پیدا کرده و ضمن ارائه طرحی مطلوب منطبق با نیاز مردم و شهر، از تهیه طرح های غیر ضروری یا نامناسب و هدر رفت سرمایه مالی و انسانی جلوگیری می کند. در این شرایط شهر همواره رو به پیشرفت بوده و مردم نقش و جایگاه خود را در فرایند تصمیم سازی احساس کرده و خود را در مدیریت و رشد شهر محل زندگی خود شریک می دانند. این حس تعلق ضمن ایجاد پویایی در جامعه، میزان تحقق پذیری طرح ها را افزایش داده و امکان استفاده از حد اکثر ظرفیت موجو در شهر را برای مدیران شهری فراهم می کند.

 

اما اگر بخواهیم به طور کلی به برخی از کاستیها و نارسائیهای موجود اشاره کنیم، می توان موارد زیر را مطرح نمود:

 

1-فقدان منشور شهروندی و عدم شفافیت ضمانت های اجرائی

 

2-ناکافی بودن سطح آگاهیهای عمومی از حقوق شهروندی

 

3-افول برخی از ارزشهای اخلاقی در جامعه و تاثیر آن بر افزایش آسیب های اجتماعی مانند بزهکاری،مواد مخدرو.....

 

4-عدم توجه کافی به مقوله توسعه پایدار (لازم به ذکر است گفته شود:توسعه پایدار ضمن آنکه به نیازهای کنونی پاسخگو است، توانائیهای نسل آینده راغ برای پاسخگویی به نیازها و خواسته هایشان به مخاطره نمی اندازد)

 

5-فقدان برنامه مناسب آسایش سرزمینی به عنوان یک سند توسعه

 

6-عدم شکل گیری و اعتقاد به مدیریت یکپارچه شهری به منظور توسعه متوازن و واگذاری برخی امور به مردم.(محله گرایی و یا مشارکت محله ای و نقش آن در توسعه پایدار شهری)

 

7-فقدان سازوکار مناسب برای جذب مشارکت شهروندان در اداره امور شهر

 

                   8-عدم بهره گیری مناسب از ظرفیت های آموزش و پژوهش در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های شهرداری