۰ چیز که باید بدانید تا ذهنیت بی‌حد و مرز داشته باشید

فکر می‌کنم یک دقیقه طول می‌کشد تا بنویسم "ذهنیت بی‌حد و مرز" من دقیقا چیست و چطور آن را در زندگی خودم و مردمی که سعی می‌کنم با آموزش و مشاوره به آنها کمک کنم، به کار می‌گیرم.

وقتی با مردم شروع به صحبت می‌کنم، معمولا یکی از نخستین سوال‌هایی که می‌پرسند این است که "در پروفایل خود ذکر کردید که متفکر بی‌حد و مرز و معلم آن هستید" این یعنی چه؟

از آنجا که این سوال معمولا از من پرسیده می‌شود، فکر می‌کنم یک دقیقه طول می‌کشد تا بنویسم "ذهنیت بی‌حد و مرز" من دقیقا چیست و چطور آن را در زندگی خودم و مردمی که سعی می‌کنم با آموزش و مشاوره به آنها کمک کنم، به کار می‌گیرم.

 

پایه و اساس ذهنیت بی‌حد و مرز واقعا ساده است ولی به کار گرفتن آن در زندگی روزانه چالش برانگیز است. دنیایی که درآن زندگی می‌کنیم پذیرای این ذهنیت نیست و شخص خاصی می‌طلبد که مایل باشد به درون خود نگاه کند و مسئولیت خود و انتخاب این نوع زندگی را بپذیرد. این شخص هم‌چنین باید تمایل داشته‌باشد از محدوده‌ی از پیش تعریف شده پا به بیرون بگذارد و ذهنیت و نوع نگاهش در مورد کارها با بیشتر مردم جامعه متفاوت باشد.

آیا شما این نوع انسان خاص هستید؟

آیا دوست دارید مثل شیری تنها باشید که در میان گوسفندان این جهان و بسیار برتر از آنها است؟

اگر جواب شما به این دو سوال مثبت است پس لطفا به خواندن ادامه دهید. اگر جواب شما منفی است اشکالی ندارد ولی به شما پیشنهاد می‌کنم ادامه‌ی این مقاله را نخوانید. چون چیزهایی که می‌خواهم بگویم نه تنها شما را ناامید می‌کند بلکه دیوانه‌تان خواهد کرد.

این فهرستی از ۱۰ نکته است که برای داشتن ذهنیت بی مرز باید بدانید.

۱. قواعد برای کسانی هستند که آنها را وضع کرده‌اند.

وقتی صحبت از قواعد می‌شود آدم‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند.

قاعده‌‌گذارها- این افراد قوانین را برای دیگران وضع می‌کنند.

قاعده‌شکن‌ها- این افراد کسانی هستند که فقط برای این زندگی می‌کنند که هر قاعده‌ای که به وجود آمده‌است را زیر پا بگذارند.

تغییردهندگان تغییر- این‌ها کسانی هستند که قواعد را می‌فهمند، ولی می‌دانند که راه‌های بهتری برای انجام کار‌ها باید وجود داشته باشد و برای پیدا کردن این راه‌ها و تغییر قواعد سخت تلاش می‌کنند.

شما جز کدام دسته هستید؟

۲. تنها چیزی که مانع شما می‌شود خود شما هستید.

آدم‌هایی در دنیا وجود دارند که همیشه اشتباهات‌شان را به گردن چیزی یا کسی می‌اندازند، ولی بیایید با آن روبه‌رو شویم. مشکل شما هستید.

نمی‌خواهم حقایق تلخ را شیرین جلوه بدهم یا سعی کنم شما حس بهتری به خودتان داشته باشید. اگر چیزی در زندگی می‌خواهید بروید و به دستش بیاورید. منتظر نباشید تا ‌کسی یا چیزی آن را به دست‌تان بدهد، چون هیچ‌وقت اتفاق نخواهد افتاد. اگر می‌خواهید بدانید موفق شدن، میلیاردر شدن، مشهور شدن، داشتن خانواده‌ای گرم، تعطیلات شگفت‌انگیز، داشتن کسب و کار خودتان، و زندگی‌ای سرشار از شادی نیازمند چه چیزی است، تنها کاری که باید بکنید این است که در آینه نگاه کنید. این کسی است که می‌تواند و ‌می‌خواهد همه‌ی این‌ها را برای شما ممکن کند. پس نمی‌توانم را کنار بگذارید و به جای آن بگویید چه کسی می‌تواند مانع من شود؟ قرار نیست کسی رویاهای شما را عملی کند. چون رویاهای شما است.

پس اگر این‌ها را می‌خواهید بهانه‌تراشی را کنار بگذارید. "بروید و به دستش بیاورید".

"فقط شما می‌توانید مانع خودتان شوید. فقط شما می‌توانید در مسیر خودتان قرار بگیرید. فقط شما می‌توانید به خودتان کمک کنید." -- میخاییل استرابو

۳. وقتی زمین می‌خورید‌(همه‌ی ما زمین می‌خوریم) بلافاصله بلند شوید و بگویید "همه ی زورت همین بود؟"

زندگی شما را زمین خواهد زد. قرار نیست زندگی آسان باشد. رنج‌ها و آزمایش‌های دشواری را پشت سر خواهید گذاشت. پس گله نکنید، همین الان آن را بپذیرید و به آن عادت کنید. یا می‌توانید اجازه بدهید زندگی شما را بخورد و از بین ببرد و یک قربانی باشید، یا این‌که از آن انگیزه بگیرید و قوی‌تر شوید و قدرت درونی که برای بقا به آن نیاز دارید به‌دست بیاورید و در برابر همه‌ی سختی‌ها پیروز شوید.

همیشه انتخاب با شماست. فقط شما حق دارید هر روز این را برای خودتان انتخاب کنید. شخص دیگری نمی‌تواند این را برای شما انتخاب کند. فقط شما هستید که می‌توانید.

امروز کدام را انتخاب می‌کنید؟

۴. اجازه ندهید دیگران "شما" را تحدید و تعریف کنند.

اگر همیشه برای پدر مادر، خواهر، برادر، همسر، بچه‌ها، پدربزرگ و مادربزرگ، دوستان، و غیره رندگی کنید شما هیچ در این زندگی خوشحال نخواهید بود. مهم نیست آنها به شما یا درباره‌ی شما چه می‌گویند. اگر شما خودتان و چیزی را که به دنبال آن هستید تحدید و تعریف نکنید هیچ وقت برای خودتان زندگی نخواهید کرد. این زندگی شماست. آن را محکم بگیرید و مالک زندگی خودتان باشید. این که برای خواسته‌های خود ایستادگی کنید یا برای هیچ بمیرید انتخاب شما است. ولی فراموش نکنید هر تصمیمی که بگیرید انتخاب خود شما است. شما مسئول خودتان هستید.

آیا این سخت خواهد‌بود؟ بله

آیا مردم می‌خواهند مانع شما بشوند و شما را در حد خودشان نگه دارند؟ بله

برخیزید، به خودتان فکر کنید، بگذارید صدای‌تان شنیده شود. در زندگی خودتان و اطرافیان‌تان تغییری ایجاد کنید. دنیا را تغییر دهید اگر این چیزی است که می‌خواهید. ولی هرگز به کسی جز خودتان اجازه ندهید شما را تحدید و تعریف کند.

۵. از کسی به جز خودتان انتظار نداشته باشید.

درمورد خواسته‌های‌تان در زندگی فقط روی خودتان می‌توانید حساب کنید. تنها چیز یا کسی که می‌تواند واقعا شما را خوشحال کند، خود شما هستید. اگر فکر می‌کنید چیزی یا کسی غیر از شما قرار است به شما شادی یا چیزی که از زندگی می‌خواهید بدهد، سخت در اشتباه هستید. اگر این را قبول کنید در زندگی از بیشتر مردمی که هر روز ‌با آنها صحبت می‌کنید جلوتر خواهید بود. به یاد داشته باشید:

"تنها کسی که باید در زندگی از او بهتر باشید خود دیروز شما است."

۶. هرگز خودتان را نرانید.

حقیقت اساسی انسان‌...: مردم شما را می‌رانند. ما فقط انسان هستیم و هرکس کارهای زیادی برای انجام دادن دارد. با دانستن این مسئله و دانش جدید چرا باید خود را برانید؟

مهم نیست چه‌قدر بد می‌شود، مهم نیست چه‌قدر احساس تنهایی می‌کنید، مهم نیست اگر کسی به شما بگوید دوستتان ندارد و آرزو می‌کند بمیرید. هیچ‌وقت خودتان را نرانید. ‌در چنین مواقعی (حتما پیش خواهد آمد) خودتان را در آینه نگاه کنید و در حالی‌که به چشم‌های‌تان خیره می‌شوید این را تکرار کنید "من هیچ‌وقت تو را نمی‌رانم! نه امروز نه هیچ روز دیگری!! این من را متوقف نمی‌کند!! من به دلیلی این‌جا هستم و هنوز کاری دارم که باید انجام بدهم!! من هیچ‌وقت تو را نمی‌رانم!! ". آن‌قدر بگویید تا اشک در چشم‌تان جمع شود. آن‌قدر بگویید تا عصبانی بشوید. آنقدر بگویید تا سرودی شود که بدون این‌که به زبان بیاورید در ذهن‌تان بشنوید. آن‌قدر بگویید که باور کنید و بدانید چیزی‌که می‌گویید درست است. نه در ذهن بلکه در روح و جان‌تان.

"هیچ وقت تسلیم نشوید. امروز سخت است. فردا سخت‌تر خواهد بود، ولی روزهای بعدی آفتابی خواهد‌بود"

۷. آسان بگیرید.

چرا همیشه مسائل را پیچیده می‌کنید؟ چه کسی پاسخ این سوال را می‌داند؟ همیشه این سوال را از خودم پرسیده‌ام. صادقانه بگویم من هم نمی‌دانم. فقط می‌دانم هر وقت در زندگی می‌توانید چیزی را ساده‌تر کنید، لطفی به خودتان بکنید و ساده‌اش کنید. اگر برای آسان‌کردن مسائل تلاش کنید دور شدن فشار و استرس شما را شگفت‌زده خواهد‌کرد.

۸. به هنگام تردید کاری بکنید.

هر کاری بکنید از هیچ بهتر است. بیشتر ما در زندگی گرفتار تردید و دودلی می‌شویم و فراموش می‌کنیم که حرکت یا پیشرفتی بکنیم. اگر از چیزی می‌ترسید برای غلبه بر ترس‌تان کاری بکنید. فقط برای این‌که می‌ترسید یا نمی‌خواهید کاری بکنید درجا نزنید. اگر حس می‌کنید یا فکر می‌کنید باید کاری بکنید شروع کنید.

۹. برنامه‌ریزی و فعالیت به شما کمک می‌کند ترس‌ها را از بین ببرید.

برنامه‌ریزی و فعالیت به شما کمک می‌کند ترس را از بین ببرید. همه‌ی ما ترس‌هایی داریم. هرکس خلاف این را بگوید دروغ‌گو است. اما چگونه بر ترس‌ها غلبه کنیم؟ این سوالی است که بارها پرسیده‌ شده‌است. راه‌حل من این است که قبل از هر اقدامی برنامه‌ریزی کنم. با این روش در لحظه رویارویی با ترس لازم نیست بنشینم و فکر کنم چون به خوبی می‌دانم چه باید بکنم. به این طریق می‌توانم قبل از اینکه ترس من را ناتوان کند شکستش بدهم.

خود را باور داشته باشید، برنامه‌ریزی کنید، و به موقع عمل کنید. برای من مفید بوده‌است. می‌دانم که برای شما هم مفید خواهد‌بود.

۱۰. چه کسی بیشتر از شما دل و جرات دارد... هیچ کس!

خیلی ساده است. همیشه به یاد داشته باشید هیچ اهمیتی ندارد دیگران چه می‌گویند یا چه اتفاقی می‌افتد. دل و جرات همان چیزی است که وقتی همه خواب هستند شما را از تخت‌خواب بیرون می‌کشد. دل و جرات همان چیزی است که وقتی در زندگی شکست می‌خورید وادارتان می‌کند از اول شروع کنید. دل و جرات چیزی است که باعث می‌شود به چشم‌های آدم‌های مردد نگاه کنید و بگویید من می‌توانم. دل و جرات در زندگی چیزی است که شیر را از گوسفند متمایز می‌کند.

شما باید انتخاب کنید. اگر از امروز شروع کنید شیر خواهید بود یا گوسفند؟

از این که برای خواندن این مطلب وقت گذاشتید و اجازه دادید بعضی از ایده‌ها و اندیشه‌هایم را با شما درمیان بگذارم سپاس‌گزارم. از نظرات و اندیشه‌های شما استقبال می‌کنم.

نویسنده: کریس شنک

فرم ارسال نظر