عناصر اجتماعی و فرهنگی که هنوز در درک آنها نادانیم!

هر کجای کتاب ها و مقالات سال های اخیر را نگاه می اندازی یک چیز مشترک قابل تشخیص است.

عموم موارد مبهم در سازمان ها و نهادهای رسمی و غیررسمی جایی نزدیک مباحث فرهنگ, برداشت فردی, انتظارات و برخوردهای تنظیم شده کنشگران است. محققان پذیرفته اند چیزی در جریان است به عنوان جعبه سیاه و دانسته اند که نمی توانند این جعبه را بازکنند. شاید هم لازم نباشد دانستن نظام داخلی این جعبه و تاکید بر خروجی ها و تحلیل آن کفایت کند اما وجود ابهامی به این بزرگی جای توجه است.

جغرافیای دانان شهری و گردشگری با تمام ابزارهای تحلیلی-فضایی و بهره گیری از کلیه امکانات رشته های مرتبط و نامرتبط تازه اقرار می کنند که نظام مندی و الگوگیری شهر ها و سایت های گردشگری به صورتی پیش می رود که تعامل میان انسان و محیط با عنصر دیگری به نام برداشت های اجتماعی و انسانی از تعامل انسان با محیط متاثر شده است. و تازه شروعی است بر به دست گرفتن کاسه چه کنم و نمی دانم و تلاش برای ریختن داده ها در ظرف های تحقیقی کیفی و کمی...

داستان آنچنان پیش می رود که گاهی حس می شود کودکانی نادان در کنار کارخانه ای نظام مند و پیچیده نشسته اند و تلاش می کنند با استفاده از نقاشی بر روی شن ها توصیفی عاقلانه و نهادی ارائه دهند!

فرم ارسال نظر